حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )

130

الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )

آنها به كوهى تسخيرناپذير از كوههاى يمن پناهنده شدند و زمام امور آنها را داعيان مطلقى در دست داشتند كه از دوران طيب كه دوره ستر بزرگ آغاز شده بود ، از طرف امام مستور تعيين مىشدند . تعداد اين داعيان در يمن به 23 تن مىرسد . داعيان طيبى به مرور زمان توانستند دعوت خود را به هند منتقل كنند و در آن‌جا نيز داعيانى به تعداد اسلافشان در يمن ، داشته باشند . بنابراين تعداد داعيان طيبى در يمن و هند مجموعا به 46 تن مىرسد كه آخرين آنها بدون اين‌كه كسى را به‌عنوان جانشين تعيين كند ، در سال 1256 توسط سم و در اثر نيرنگى كه رقيبش ، عبد القادر نجم الدين ترتيب داده بود كشته شد . از اين زمان به بعد است كه رابطهء طيبيان با امام مستورشان قطع شد و ديگر كسى از او خبرى نداشت و نامه‌اى از او به داعيانش نمىرسيد . از اين جهت بود كه علما به خاطر وارد نشدن خدشه به وحدت و يكپارچگى طيبيان ، عبد القادر نجم الدين را موقتا و تا رسيدن خبرى از امام مستور ، نايب داعى مقتول قرار دادند . بدين ترتيب دعوت طيبى به‌طور موروثى در خاندان اين شخص و اعقاب او نسل اندر نسل تا به امروز باقى مانده است . در سال 453 ه صلحى به مستنصر نامه‌اى نوشته و از او خواسته بود كه اجازه دهد دعوت اسماعيليه را آشكار كند و براى او هديه‌اى گرانقدر ارسال كرد كه از جمله آن هفتاد شمشير با دسته عقيق بود و همراه آنها دو نفر از قومش را به نام‌هاى « احمد بن محمد » ، پدر ملكه سيده حره ( اروى ) و « احمد بن مظفر » ، پدر سلطان سبأ بن احمد ، روانه كرد . مستنصر هديهء او را پذيرفت و دستور داد براى او پرچم‌هايى تهيه كنند و بر روى آنها القابى نوشت و سپاهيانى براى او تشكيل داد و فرماندهى آن را به او سپرد و اجازه داد كه به نشر دعوت اسماعيليه بپردازد . هنوز سال 455 ه به پايان نرسيده بود كه وى توانست تمامى سرزمينهاى